مشغله های مامانی
گل خوشگلم سلام . خوبی عزیزدلم ؟ امروز یه اتفاق مهم برای مامانی افتاد . صبح خاله سارا که همونجور که خودت می دونی توی یه پیش دبستانی کار میکنه باهام تماس گرفت و گفت رئیسمون گفته یه مربی دیگه لازم داریم و من تورو معرفی کردم و اونم گفته از فردا بگو بیاد سرکار حالا فردا بیا . مامانی اولش کمی ذوق کرد و خوشحال شد
اما بعد یاد تو افتاد و دلش به درد اومد
که من پسر خوشگلمو چکار کنم اما مامان جون مثل همیشه مانند یه فرشته مهربون 
به داد مامانی رسید و گفت خودم میام نگهش میدارم تو نگران نباش اونوقت مامانی یکم خیالش راحت شد اما گلکم دلم نمیاد بذارمت و برم اما مجبورم شاید دیدی این هم برام سابقه شد و اگه دری به تخته خورد و خواستن استخدام کننهمین سابقه دست مارو هم بگیره و مامانی بشه شاغل 


تو هم باید پسر خوبی باشی و مامان جون رو اذیت نکنی و با کار کردن مامانیت کنار بیای اینقدر که ازت دور نبودم از همین الان دلم برات یه ذره شده دوستت دارم گلم ، از اینکه می خوام تنهات بذارم واسه چند ساعت در روز ازت معذرت میخوام ولی بدون هرجا باشم همه فکر و ذهنم پیش تویه نازدردونه ام مییییییییییییییییییییییمیییییییییییییییییییرم برات


مشغله های مامانی
